محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2484
تاريخ الطبرى ( فارسي )
مىشناختيم بيعت كرديم ، شما نيز برخيزيد و بر كتاب خدا عز و جل و سنت پيمبر او صلى الله عليه و سلم بيعت كنيد و اگر بدان عمل نكرديم بيعتى به گردن شما نداريم . » گويد : مردم برخاستند و بيعت كردند و كار مصر بر او استوار شد و عاملان خويش را به همه جا فرستاد بجز يك دهكده كه خربتا نام داشت و كسانى آنجا بودند كه كشته شدن عثمان را فجيع مىشمردند و يكى از مردم مدلج بنى كنانه آنجا بود بنام يزيد پسر حارث كه از تيرهء بنى حارث مدلج بود اين گروه كس پيش قيس بن سعد فرستادند كه ما با تو پيكار نمىكنيم ، عامل خويش را بفرست كه سرزمين ، سرزمين تو است ولى ما را به حال خودمان واگذار تا ببينيم سرانجام كار مردم چه مىشود . گويد : آنگاه مسلمة بن مخلد انصارى كه از طايفهء قيس بن سعد ، يعنى بنى ساعده ، بود قيام كرد و از مرگ عثمان سخن راند و به خونخواهى وى دعوت كرد . گويد : قيس كس پيش او فرستاد كه واى بر تو ! بر ضد من قيام مىكنى به خدا اگر حكومت شام را نيز با مصر به من دهند دوست ندارم كه ترا بكشم . مسلمه كس پيش او فرستاد كه تا وقتى ولايتدار مصر باشى كسان را از تو باز مىدارم . گويد : قيس بن سعد مردى دورانديش و مدبر بود ، كس پيش آن جمع فرستاد كه در خربتا بودند و پيغام داد كه به بيعت وادارتان نمىكنم و شما را مىگذارم و دست از شما مىدارم ، پس با آنها صلح كرد ، با مسلمة بن مخلد نيز صلح كرد و به جمع آورى خراج پرداخت و كس مخالف او نبود . گويد : آنگاه امير مؤمنان سوى ياران جمل رفت و قيس همچنان عامل مصر بود سپس على از بصره سوى كوفه رفت و قيس همچنان در جاى خويش بود و براى معاوية بن ابى سفيان از همه خلق خدا ناخوشتر بود از آن رو كه به شام نزديك بود و معاويه بيم داشت على با مردم عراق سوى وى آيد و قيس بن سعد نيز با مردم مصر بيايد و او در ميان هر دو قرار